سلام
خوبید همگی
چند وقتی نبودم
آخه امتحان داشتم، آزمون عملی واسه کنکور کاردانی به کارشناسی رشته گرافیک
وای سر جلسه خورد تو حالم موضوعی رو داده بودن که ما سر کلاس اصلا کار نکرده بودیم
خلاصه ضد حال بود شدید
الانم شما میتونید با دعاهاتون کمکم کنین
التماس دعا
خدایا ...................................................................
نوشته شده در دوشنبه 1388/08/18 توسط مریم
(اینم یه مطلب جالب که دختر خالم واسم فرستاد.
سارا جون ممنون
)
وقتی پایان داستان
دستان مهربان تو نباشد
بگذار قصه گو هر طور كه می خواهد
داستان را ادامه دهد
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقه زر
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که در چهره او
اینهمه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت
حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است
همه گفتند : مبارک باشد
دخترک گفت : دریغا که مرا
باز در معنی آن شک باشد
سالها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روزهایی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته هدر
زن پریشان شد و نالید که وای
وای این حلقه که در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است
نوشته شده در دوشنبه 1388/06/09 توسط مریم
سلام به تو ای بهترین دوستم
این بار دیگه می خوام واسه تو بنویسم
از مهربونی هات
از گل بودنت
از همه اون چیزایی که من میدونم و تو و خدای ما
از اون آهنگای قشنگت
از اون جان مریم خوندنات
از همه چی
کلی واست نوشته بودم تو گوشیم که اینجا بنویسم ولی می دونی که گوشیم خراب شده و همه اونا پاک شدن
حالا اینا رو واست نوشتم
ممنوم دوستی
دوستت دارم یه عالمه قده هزارتا قابلمه








نوشته شده در یکشنبه 1388/05/11 توسط مریم
-
-
بهم میگفت همیشه منتظره اینهکه یه روزی دوستش بهش بگه هرچی
-
-
که اون روز گفته چیزی نبود جز یه شوخی بچهگونه و حالا بیا چشمامونو
-
-
رو همه چی ببندیم و از اول شروع کنیم.
-
-
آره منم بهش حق میدم، آخه همه ما آدما اینجوری هستیم خیلی
-
-
سخته واسمون کنار اومدن با چیزی که اصلا دوسش نداریم.
- منم نمی تونم کمکی کنم جز اینکه بگم:
- امیدت به خدا باشه عزیزم.
نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/16 توسط مریم
آغاز سال ۱۳۸۸ مبارک
ایشاله سالی پر از موفقیت و شادی باشه برای همه و من
پیشا پیش تولدم هم مبارک
تولد تولد تولد تولدت مبارک
نوشته شده در جمعه 1387/12/30 توسط مریم
آرزویم این است
نتراود اشک در چشم تو هرگز
مگر از شوق زیاد
===========================
دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون
بمون برای کوچهای که بی تو لبریزه غمه
ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه
=====================
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذرست
نوشته شده در سه شنبه 1387/12/27 توسط مریم
اینم یه مطلب قشنگ واسه بعضی ها:
-ترس پسرها از ازدواج دل بستن به یه دختر نیست دل بریدن از بقیه دخترهاست!!



جالب بود نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده در دوشنبه 1387/12/05 توسط مریم
چرا ما آدما گاهی اوقات میخواییم با تقدیر دعوا کنیم.
چرا دوست نداریم اون چیزی که تقدیر برامون نوشت رو قبول کنیم و خودمون در صدد تغییر اون هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فکر میکنیم تصمیمی که گرفتیم خوب و بدون عیب و نقص.
ولی آخرش بازم همون تقدیر واسمون تصمیم میگیره.
اونم چه تصمیمی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تقدیر
آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
آخه تا کی؟؟
خداجونم خودت کمکم کن تا با تقدیر نجنگم.
ولی تقدیر بی تقصیر نیست
نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/03 توسط مریم
دیشب تفریح تازه ای اختراع کردم، و هنگامی که خواستم آغاز کنم یک فرشته و یک شیطان دوان دوان به خانهام آمدند. بر درِ خانه به هم رسیدند و بر سر تفریح تازهی من با هم جنگیدند؛ یکی فریاد میزد که «این گناه است!»- دیگری میگفت «عینِ تقوی ست.»
جبران خلیل جبران
نوشته شده در دوشنبه 1387/10/30 توسط مریم
یلدا چطور گذشت؟
خاطرهها رو مرور کردین؟
منم سری به خاطرهها زدم ولی آخرش رسیدم به این جمله که کاملش یادم نیست ولی میگه
(خاطرههای خوش امروز تلخترین خاطرههای فردا هستند.)
نوشته شده در دوشنبه 1387/10/02 توسط مریم